|
سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست
|
||||
|
|
||||
آمدی از راه دوری تنگ زیبای بلوری وقت تاریکای جاده با تو یک فانوس آمد قصد دل کندن ندارم از تو ای دلکنده از خود ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم پیش تو از یاد بردم روزهای سختیم را قصد دل کندن ندارم از تو ای دلکنده از خود
آمدی دیدی دلم را خسته در کنج صبوری
تشنه بودم قطره ای را با تو اقیانوس آمد
از تو ای برده دلم رو تا شب خوب تولد
غصه معنایی ندارد تا تو میخندی برایم
عشق مدیون تو هستم لحظه ی خوشبختیم را
از تو ای برده دلم رو تا شب خوب تولد
+
نوشته شده در ساعت 1:52 توسط سالار
|

تو از متن کدوم رویا رسیدی که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد که از رنگ صدات دریا شکفت و نگاه من پر از رنگین کمون شد تو از خاموشی دلگیر رویا صدام کردی صدام کردی دوباره صدام کردی منو از بغض مهتاب از اندوه گل و اشک ستاره
صدام کردی صدام کردی نگو نه اگرچه خسته و خاموش بودی تو بودی و صدای تو صدام زد اگرچه دور وظلمت دوش بودی تو چیزی گفتی و شب جای من شد من از نور و غزل بیداد شدم باز تو گیج و ویج از خود گم شدن ها من از من مردم و پیدا شدم باز از این تک بستر تنهایی عشق از این رنج سقوط آخر من صدام کردی که برگردم به پرواز به اوج حس سبز با تو بودن صدام کردی که تو خاموشی من یه دامن یاس نورانی بپاشی برهنه از هراس و تازه از عشق توی آغوش جان من رها شی .
+
نوشته شده در ساعت 21:28 توسط سالار
|

همیشه خسته از روزای برفی گفته بودم اگه دلت گرفته است شاید دلت خواست و پاهات نیومد هرچی که بود بذار که گفته باشم عشق گذشته از پل دشت پر از گلایل گفته باشم هنوزم اگه دلت گرفته است حالا که تقویم من زمستوناش زیاده باید بیای ببینم بهار خنده هاتو رنگ غمو به شعر شادم زده دلم میخواد خودت بیای ببینی عشق گذشته از پل دشت پر از گلایل
عشق پریشون شده ی دو حرفی
کنج دلم جا واسه ی دلت هست
یا شاید هم دلت باهات نیومد
هرجا که هست دلت منم باهاشم
گمشده ی دو حرفی خسته ی روز برفی
بیا که کنج قلبم جا واسه ی دلت هست
تو کوچه های سردش همیشه برف و باده
بیا بذار تموم شه روزای برفی باتو
روزای برفی باتو
دشت پر از گلایل غمزده
نبض منو قلب تو باهم زده
گمشده ی دو حرفی خسته ی روز برفی
+
نوشته شده در ساعت 0:27 توسط سالار
|
